FA | EN | AR
صفحه نخست
شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶
 عکس بالای منو


 اخبار 
حکمای اربعه تهران - بخش دوم و پایانی
زندگی و اندیشه جلوه - غلامرضا گلی زواره

 

 

 

 

 

برخی منابع تأکید نموده‌اند جلوه علاقه خاصی به حکمت سینایی داشته و می‌کوشید تا دیدگاه‌های دیگر فلاسفه و عرفا را از منظر این حکمت بنگرد و حتی خواسته‌اند با مطرح کردن این موضوع نحوه و روش تدریس او را تخطئه کنند؛ اما از حواشی و نگاشته‌های جلوه بر می‌آید که او صرفا شفا و ریاضیات درس نمی‌داده، بلکه حواشی وی بر اسفار، از تدریس مکرر اسفار ملاصدرا حکایت دارد. عرفان نیز تدریس کرده و حواشی‌اش بر شرح فصوص از آن حکایت دارد. اگر کسی بر زاویه نگرش این حکیم اعتراض دارد، نباید اهتمام علمی، پژوهش‌های فلسفی و عرفانی جلوه را زیر سؤال ببرد.[25] معمولا کسانی که حامی حکمت مشّاء می‌باشند، کمتر اتفاق می‌افتد اهل سیر و سلوک عارفانه باشند؛ ولی جلوه از این قاعده هم مستثنی بود و از طی مراحل عرفانی بازنماند و همه چیز را در اندیشه‌های خشک فلسفی خلاصه نکرد و با عارفان این گونه هم صدا گردید:

عقل کالای نفیس است به بازار جهان
ما ز عشق آتش سوزنده به کالا زده‌ایم
ما ز کشتی بگذشتیم پی شوق وصال
خویش از جان بگذشتیم و به دریا زده‌ایم[26]

عده‌ای نیز ادعا کرده‌اند بعد از شکل‌گیری حوزه تدریس حکمت و عرفان آقامحمدرضا قمشه‌ای در تهران، میرزای جلوه خواست با وی معارضه نماید! این افراد افزوده‌اند آقا محمدرضا که در عرفان و الهیات به طریق ملاصدرا تبحر داشت، به تدریس حکمت مشّاء که تخصص جلوه بود، پرداخت و از عهده برآمد و طلاب فاضل آن زمان روش او را در این باره بر جلوه ترجیح دادند؛ ولی مرحوم جلوه در مقابل و در تعارض با حکیم قمشه‌ای، به تدریس فصوص‌الحکم و مفتاح‌الغیب روی آورد که از عهده برنیامد.[27] گروهی نیز مدعی‌اند قمشه‌ای با تدریس آثار بوعلی، بازار جلوه را که در این باره متخصص بود، شکست و معروف گردید: «جلوه از جلوه افتاد!»[28]

در صورتی که شاگردان فاضل این دو حکیم اولا از چنین منازعه‌ای گزارشی ارائه نداده‌اند و در ثانی توانایی علمی جلوه را به‌خصوص در بیان مباحث فلسفه مشّاء ستوده‌اند و خاطرنشان ساخته‌اند: «استادنا الاعظم حکیم فاضل میرزا ابوالحسن متخلص به جلوه، از حکما و علمای بزرگ این عصر بوده و مخصوصا در طریقه حکمت مشّاء، حل مسائل غامضه کتب شیخ‌الرئیس تبحر و تسلط کامل داشته و در فنون ریاضی نیز ماهر و استاد بود.» یحیی دولت‌آبادی که به خدمت جلوه رسیده و از دروس او بهره برده، متذکر می‌گردد: «جلوه حکمت مشاء و آثار ملاصدرا را تدریس می‌کند... تشخیص مقام دانشمندی استاد معظم از وظیفه من خارج است، احاطه‌اش بر کلمات قوم بیش از دقتهای فلسفی و شخصی است.»[30]

وانگهی جلوه با مرحوم قمشه‌ای روابطی نیکو داشته و این دو عالم در نهایت تفاهم با یکدیگر می‌زیسته‌اند و حالات معنوی و عرفانی هر کدام اجازه نمی‌دهد در برابر هم اظهار وجود کنند و تشخص و تبحر خود را در مقابل هم مطرح سازند. رحلت مرحوم قمشه‌ای با فوت مفتی شهر مرحوم ‌آیت‌الله حاج ملاعلی کنی مصادف بود، در حالی‌که کثیری از قشرهای مردم و علما در تشییع جنازه آن فقیه حضور داشتند، در تشییع جنازه عارف قمشه‌ای چند نفر حضور پیدا کردند که یکی از آنان حکیم جلوه بود. او کوشید این مراسم با عزت و احترام برگزار گردد و این در حالی بود که حکیم قمشه‌ای در اوخر عمر دچار تنگناهایی بوده و مورد تکفیر واقع شده بود![31]


موضع انتقادی در برابر ملاصدرا
حکیم جلوه که به دقت نظر معروف بود، هر گونه اثری را قبل از تدریس، مأخذشناسی می‌کرد و منابعش ‌را مشخص می‌ساخت. وی که با حکمت صدرایی مأنوس بود، حاشیه‌ای بر اسفار ملاصدرا نوشت و در آن افزون بر روشن کردن ابهامات متن و به دست دادن توضیحات لازم، منابع اصلی اظهارات صدرا را معرفی کرد. البته جلوه ضمن موضع‌گیری انتقادی در قبال فلسفه صدرایی، در مواردی از رأی وی در برابر مخالفان دفاع کرده و نظریه او را ترجیح داده است. هنگام نگارش حواشی اسفار هم برای مؤلف این اثر احترام قائل بوده و از ملاصدرا به بزرگی یاد کرده است. با این وصف برخی ادعا کرده‌اند جلوه در برابر ملاصدرا به معارضه برخاسته و در کتابی به نام «سرقات ‌الصدرا» که در کتابخانه مجلس شورای اسلامی موجود است، آنچه صدرا از دیگران گرفته استخراج و بازیابی کرده است، حال آنکه نشانی از چنین اثری نمی‌باشد و اینکه جلوه کوشید مصادر و مأخذ اسفار را نشان دهد و کدام مطلب این کتاب از ملاصدرا و چه مطلبی از او نمی‌باشد، یک تلاش علمی ستودنی است و ذره‌ای از شأن و منزل این حکیم عصر صفوی نمی‌کاهد و هیچ مدرکی در دسترس نمی‌باشد که نشان دهد حکیم جلوه در صدد تخطئه ملاصدرا بوده است. اگر کسی روش تحقیق مزبور را نمی‌پسندد، دلیل نمی‌شود که مقام علمی جلوه، روش تدریس و حتی شخصیت او را تقبیح نماید.

استاد سید‌جلال‌الدین آشتیانی که ارادت خاصی به صدرالمتألهین دارد، نمی‌تواند انتقاداتی را که جلوه بر آثار وی نموده، تحمل کند و لذا در مقدمه‌هایی که بر آثار این حکیم و دیگر حکما نوشته، ضمن تمجید از ملاصدرا، جلوه را مورد حمله قرار داده است: «مرحوم جلوه گاهی در مجلس درسش مأخذ اقوال آخوند را نشان می‌داده است. جلوه به طور سطحی کلمات شیخ را تقریر می‌نمود، ولی در فلسفه آخوند تخصصی نداشته است و در عرفانیات که یکی از ابزارهای فهم کلمات صدراست، به طور کلی راجل است.[33] جلوه در فهم مشکلات مباحث عرفانی و حکمت ذوقی و حکمت متعالیه سبک ملاصدرا را عاجز بود و با اینکه زحمت می‌کشید، در فهم اسفار و کتب عرفانی کاری از پیش نبرد.»[34] در واقع آشتیانی درصدد است جلوه را فردی نشان دهد که چون قادر نبوده اندیشه‌های صدرایی را درک کند وی را نقد نموده است.

دکتر حائری یزدی هم اقدام جلوه را بداندیشی نسبت به آثار صدرا دانسته است.[35] غلامحسین رضانژاد هم جلوه را در زمره حکما نمی‌داند؛[36] ولی آقای حسن رضازاده که خود آثار جلوه را تصحیح کرده و طبعا به دقت آنها را خوانده است، می‌نویسد: «حواشی جلوه بر اسفار در پی توضیح مراد مؤلف و روشن کردن مقصود صدرا بوده است، نه نقد آنها و نیز چنین برمی‌آید که ادعای بی‌تسلطی جلوه بر اسفار و حکمت صدرایی سخن درستی نمی‌باشد و از نوشته‌های جلوه خصومت با صدرا به دست نمی‌آید.»[37]

با این وصف آنان که به جلوه تاخته‌اند، سخنانی بی‌پایه، مغایر واقع و غیرمستند بر زبان رانده‌اند. چرا باید مخالفت جلوه را با صدرا ناشی از بدخواهی، حسادت و کم‌مایگی علمی او بدانیم و نقد اندیشه را تبدیل به مذمت فرد نماییم؟ به علاوه رفع اتهام از شخصی نباید به توهین به دیگری تبدیل شود و کسانی که می‌خواهند به سبب ارادت شدید به ملاصدرا، از او دفاع کنند خوب است خردمندانه و با ارائه دلایل و براهین استوار ادعاهای جلوه را پاسخ گویند؛ واقعیتی که بعدها همین افراد پذیرفته‌اند.[38]


آثار علمی
از آنجا که تألیف (فراهم‌آوری مطالب) در دیدگاه جلوه، ارزشی نداشته و از سوی دیگر آفرینش اثر جدید با خلاقیت و ابتکارهای علمی در حد حکمای سلف چون ابوعلی سینا و خواجه نصیر و مانند آنها را در حد خویش نمی‌دیده به حاشیه‌نویسی، تعلیقه‌نگاری و تصحیح آثار بزرگان اکتفا کرده است. البته از جلوه نمی‌توان انتظار داشت مانند ملاصدرا و نوابغ دیگر صاحب سبک باشد و تحقیقات عالی بدیعی ارائه دهد، اما همین حواشی بر اسفار و شفا نشانه توان علمی، احاطه و تبحر او بر معارف عقلی و فلسفی می‌باشد. او در این نگاشته‌ها درباره حرکت جوهری، اتحاد عاقل به معقول، کلی طبیعی، ربط حادث به قدیم، جسم تعلیقی، وحدت وجود و حقیقت آن، صور نوعیه، چگونگی انتزاع مفهوم واحد از حقایق متباینه، اظهارنظر کرده و دیدگاه‌های جالب و تأمل‌برانگیزی را مطرح کرده است و در این مقوله‌ها هر جا بین حکمت متعالیه و حکمت مشاء اختلاف است، از نظرات ابوعلی سینا جانبداری می‌کند و این دیدگاه به دلیل تخصص او در فلسفه سینایی می‌باشد و نمی‌توان جلوه را مورد اتهام قرار داد و منزلت این حکیم را کاهش داد؛ چنان‌که یکی از دانشوران معاصر نوشته است: «ما در حواشی و تعلیقاتی که جلوه بر کتب فلسفی نوشته، سیر نمودیم و برای نمونه یک تحقیق علمی که بتوان او را صاحب و راسخ در این مسائل دانست، از آن مرحوم ندیدیم.»[39]


شاگردان شایسته و پرآوازه
اگرچه جلوه در تصنیف کتب توفیق زیادی به‌ دست نیاورد، ولی در تألیف و به‌وجود آوردن کتب تکوینی موفق بود، چرا که اخلاص، صفای نفس و حسن سلوک آن بزرگوار و کرسی تدریس با برکتش دست به دست هم دادند و شاگردانی را تربیت نمود که هر کدام در حد خویش در آسمان حکمت و معرفت ستاره‌ای فروزان است؛ بزرگانی که موفق شدند به برکت حوزه معتدل و توأم با وسعت نظر جلوه، جویبارهای حکمت را در عراق، قم و دیگر مناطق جاری سازند و خود شاگردان درخشان و تأثیرگذاری تربیت کنند. میرزا محمدباقر اصطهباناتی که سالها نزد جلوه به فراگیری معقول اشتغال داشت، به عراق کوچید و در نجف اشرف علوم عقلی را رواج داد و این قلمرو را از حالت نقلی صرف، بیرون آورده در حوزه حکمت او که در جوار بارگاه امیر مؤمنان(ع) تأسیس نمود، تدریس علوم عقلی رونق گرفت و کسانی چون سید‌حسین بادکوبه‌ای، میرزا‌مهدی آشتیانی و آقا‌میرزا‌احمد آشتیانی که از محضر او استفاده کرده بودند، این برنامه را پی گرفتند. در محضر اصطهباناتی، میرزامحمدحسین غروی ‌اصفهانی (معروف به کمپانی) به فراگیری علوم عقلی همت گماشت و در حوزه درسی شاگرد دیگر جلوه (سیدحسین بادکوبه‌ای)، علامه طباطبایی تربیت یافت.[40] اصطهباناتی به موازات جامعیت علمی و فکری، روحیه ظلم‌ستیزی هم داشت و در جریان انقلاب مشروطه در خط مقدم مبارزه با استبداد در منطقه فارس قرار گرفت و سرانجام به شهادت رسید.[41]

آقا میرزا علی‌اکبر حکمی ‌یزدی که خوشه‌چین خرمن حکمت جلوه بود، در قم به تدریس معارف فلسفی و عرفانی پرداخت. جمعی از مراجع تقلید وقت ازجمله آیات محترم: سید محمدتقی خوانساری، سیداحمد خوانساری و نیز امام خمینی(ره) محضرش را درک کرده‌اند. شاگرد دیگرش سیدابوالحسن رفیعی ‌قزوینی این برنامه را در قم پی گرفت که امام خمینی(ره) منظومه سبزواری را از او آموخت و در درس اسفارش شرکت کرد. آیت‌الله میرزا‌محمدعلی شاه‌آبادی ـ عارف مبارز و شاگرد برگزیده حکیم جلوه ـ بعد از آنکه به تحصن 15ماهه خود در مقابله با رژیم رضاخان خاتمه داد، در سال 1347ق راهی قم شد و در این دیار به تدریس حکمت و عرفان روی آورد. امام خمینی(ره) به مدت هفت سال آثاری چون مفاتیح‌الغیب، منازل‌السایرین، شرح مصباح‌الانس و شرح فصوص القیصری را نزد ایشان خواند و تحت تأثیر شخصیت وی قرار گرفت و ارادت خود را در کتب عرفانی خود به وی بروز داده است.[42]

آیات محترم سیدعلی نجف‌آبادی، یوسف اردبیلی، شیخ عبدالنبی نوری و حاج ملامحمد آملی که حکمت را نزد جلوه آموختند، ضمن فعالیت‌های علمی در علوم معقول و منقول، در میدان‌های سیاسی و اجتماعی هم فعال و موفق بودند.


سلوک اخلاقی، معنوی و اجتماعی
تمام شرح حال نگاران و شاگردان جلوه هنگام معرفی این حکیم از زهد، پارسایی، پرهیزگاری و کمالات صوری و معنوی‌اش سخن گفته‌اند و افزوده‌اند: به دلیل همین خصال ملکوتی‌اش مردم به او ارادت می‌ورزیدند و هر کس محضرش را درک می‌کرد، ارادتش را دیگر ترک نمی‌گفت و در تکریم این شخصیت می‌کوشید. این نویسندگان از همت عالی و طبع متعالی، قناعت و استغنای طبع جلوه سخن گفته‌اند و افزوده‌اند با وجود اینکه کارگزاران رژیم قاجار و شخصیت‌های بانفوذ با او ارتباط داشتند، ولی ذره‌ای از آنان تقاضایی نداشت و حتی رجال را برای رعایت عدالت، انصاف و دست برداشتن از ستم و ناروایی، با کمال شجاعت، تذکر و هشدار می‌داد.[43] جلوه می‌گوید: «این مدت قناعت را پیشه خود کردم و از من تقاضایی تحریراً و تقدیراً به ظهور نرسید و بدون دعوت اگرچه به خانه دوستان بود، نرفتم.» میرزا یحیی دولت‌آبادی می‌نویسد: «جلوه در انظار خط احترام شایان تقدس دارد. شخصی مهربان، خوش‌محاوره و نغزگوست.»[44] عبدالله مستوفی هم می‌گوید: «جلوه جایی نمی‌رفت و با مردم مراوده نمی‌کرد، زندگی او بسیار نظیف و تمیز و آقامنش بود و همه به او احترام می‌گذاشتند.»[45]

سجایای اخلاقی جلوه چنان قداستی به او اعطا کرد که در آن روزگار که بازار تکفیر حکما رونق داشت و بسیاری از دانایان و اهل فضل گرفتار این رویه گردیدند، جرأت نداشتند درباره جلوه دستگیره‌ای درست کنند و او را مورد مذمت قرار دهند. جلوه به گونه‌ای در بیان و اظهار رأی خود متانت داشت که نزد فقها و علمای بزرگ منقول فوق‌العاده مورد تکریم قرار می‌گرفت و حتی مدرسان فقه و اصول که با حکمت و عرفان نظر مساعدی نداشتند، شاگردان خود را اجازه می‌دادند به درس جلوه بروند و به همین دلیل شاگردان فقهایی چون میرزامحمدحسن آشتیانی و میرزا‌ابراهیم کلانتر با شاگردان وی مشترک بودند و اصولا جلوه برای تلطیف فضای فکری و علمی تهران و ایجاد مفاهمه با دیگر علما، خصوص دانشوران عرصه علوم فقهی اهتمام فوق‌العاده‌ای از خود نشان می‌داد؛[46] اما از سوی دیگر او از ستم قاجارها رنج می‌برد و شاه و اعوان و انصارش را در قالب بیاناتی توأم با طنز و مطایبه مورد انتقاد قرار می‌داد.

زمانی که در بستر بیماری افتاد، ناصرالدین شاه به دیدنش آمد و چون جلوه به حکم ضرورت شیشه‌ای شربت از داروهای گیاهی کنار خود نهاده بود، شاه به مطایبه گفت: «گویا اهل مشروبات و نوشابه‌های سکرآور هم هستید»، جلوه گفت: «این نوشیدنی‌ شاه با اهل دل است و آنها که شما می‌خورید، به اهل گِل اختصاص دارد.» سپس به شاه گفت: «روزی در معابر دیدم نظامیان جلوی مردم را می‌گیرند و پی در پی فرمان می‌دهند: بروید و دور شوید! به یکی از آنان گفتم: این سرزمین مرز و بوم مردم است، به کجا بروند و چرا از شاه دور شوند؟ جواب دادند: شاه دارد می‌آید. من به آن نظامی گفتم: فرمانروا باید کسی باشد که به مردم بگویید بیایید و نزدیک شوید، شاه چه می‌کند که مردم باید دور شوند؟!»[47]

حاج سیاح محلاتی که به دیدار جلوه نایل گردیده، از نفرت و ناراحتی جلوه درباره کارنامه قاجاریه نکاتی را به میان آورده و این شخصیت را چنین وصف کرده است: «در مقام انصاف او را بالاتر از آنچه شنیده بودم، دیدم. با آن فضل و جلالت قدر و حسن اخلاق و خوش محضری، او را هیچ ادعایی نبود. تأسف دارم از اینکه مثل آقای جلوه در ایران و در پایتخت هست و دولت و ملت از وجود او استفاده نمی‌کنند؛ زیرا او محض اینکه در الهیات و تصنیفات قدما متبحر است، کمال خود را مثل سایرین مقدمه مال و جلال نگردانیده و واقعا اخلاقش درس عبرت است. واقعا هر قدر انسان بیشتر در خلوت و جلوت در خدمت آقای جلوه به‌ سر می‌برد، مجذوب‌تر می‌شود و عمر همان است که در خدمت او بگذرد، با وجود آنکه 65 سال دارد، زنده‌دل، پاک، کامل، نکته‌گو و نکته‌سنج و از ظاهرسازی مبرّاست.»[48]

میرزا ابراهیم حکیمی ‌زنجانی ـ مدرس ریاضیات و نجوم و هیئت و شاگرد جلوه ـ در معرفی استادش می‌نویسد: «پیوسته به نیمه‌شب برخاستی و دوگانه به درگاه یگانه گذاشتی و تا فجر برآمد، به حجره اندرون به ورزش تن گذراندی. آنگاه نماز صبح کردی و از پی نوافل و تعقیبات، دو تخم مرغ میل فرمودی پخته به آب یا نانی اندک و از پی چای به تدریس نشستی تا دو ساعت مانده به ظهر و به حجره اندرون لیمو و شربت می‌داشتی و گاه می‌شدی که ناصرالدین شاه به دیدن او می‌آمدی و به او می‌فرمودی که: مرا حالی نیست و او برمی‌گشتی.»[49]

مرحوم سیداحمد ادیب پیشاوری حکایت کرده است: سید‌جمال‌الدین اسدآبادی به تهران آمد و در منزل حاج امین‌الضرب وارد شد؛ جلوه به دیدارش رفت، سید‌جمال درباره اتحاد مسلمانان و لزوم مبارزه با استبداد و استعمار خطابه مهیجی ایراد کرد، جلوه در تمام مدت مجلس خاموش بود، بعد از پایان سخنرانی سیدجمال برخاست و بیرون رفت، حاضران علت را پرسیدند، گفت: می‌روم برای خود کفنی تهیه کنم تا برای جهاد مهیا شوم.»[50] سید‌اسدالله خرقانی ـ روحانی مشروطه‌خواه که به نبرد با تجدد‌خواهی وارداتی پرداخت ـ از شاگردان جلوه است. او رابطه‌ای نزدیک با استاد خود داشت و جلوه او را برای گفتگو با سید‌جمال‌الدین اسدآبادی درباره مسائل سیاسی و اجتماعی نزد وی در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) فرستاد.[51]

سرانجام حکیم جلوه در جمعه ششم ذیقعده 1314ق درگذشت و پیکرش در جوار بارگاه شیخ صدوق، ابن بابویه، دفن گردید؛ بنایی بر مرقدش ساخته‌اند و جمعی از شاگردانش از جمله میرزا محمدطاهر تنکابنی و حاج ملا احمد آملی در جوارش دفن گردیده‌اند.

-----

پی‌نوشت‌ها:
25
ـ مجموعه آثار جلوه، مقدمه حسن رضازاده، ج1، ص48ـ 47.
26
ـ گلشن جلوه، مقاله عالمی نامدار(حسن رمضانی)، ص142.
27
ـ الشواهد الربوبیه، مقدمه سیدجلال‌الدین آشتیانی، ص68.
28
ـ خدمات متقابل اسلام و ایران، ص607.
29
ـ زندگینامه برخی از حکما، عرفا و متکلمان، محمدطاهر الطبرسی، مندرج در کتاب نخبگان علم و عمل، سیدمصطفی محقق داماد، ص104.
30
ـ حیات یحیی، ج1، ص112ـ 113.
31
ـ نخبگان علم و عمل، ص364، نامه فرهنگستان علوم، ش7ـ 26، سال چهارم، ص68.
32
ـ مجموعه آثار جلوه، ج1، مقدمه مصحح، ص47، ملاصدرا و معضل انتحال: بازسنجی دفاعیه‌ها، سیدحسن اسلامی، آینه پژوهش، ش131، آذر و دی1390، ص24ـ 23.
33
ـ شواهدالربوبیه، مقدمه مصحح، ص68ـ 67.
34
ـ رسایل فلسفی ملاصدرا، مقدمه آشتیانی، ص8 و9.
35
ـ کاوش‌های عقل نظری، مهدی حائری، ص32.
36
ـ حکیم سبزواری، زندگی آثار و فلسفه، غلامحسین رضانژاد، ص32.
37
ـ مجموعه آثار جلوه، مقدمه مصحح، ج1، ص47.
38
ـ مجله آینه پژوهش، ش131، ص26ـ 24.
39
ـ گلشن جلوه، ص143ـ 142.
40
ـ منتخب معجم‌الحکما، ص53، نخبگان علم و عمل، ص215.
41
ـ شهید رابع، محمدجواد اسلامی، ص107 و 119
42
ـ دائره‌المعارف تشیع، ج 7، ص266، گلشن ابرار، ج2، ص603. گلشن جلوه، ص264.
43
ـ نامه دانشوران ناصری، طبع دارالفکر قم، ج3، ص35ـ 31.
44
ـ حیات یحیی، ج2، ص113ـ 112.
45
ـ شرح زندگانی من، عبدالله مستوفی، ج1، ص251.
46
ـ افضل‌التواریخ، ص106، همان مأخذ، ج اول، ص532، بهار و ادب فارسی، ج 2، ص11.
47
ـ سخنرانی علامه حسن‌زاده آملی در مراسم یکصدمین سالگرد رحلت جلوه، اردیبهشت 1373، زواره
48
ـ خاطرات حاج سیاح، ص68، 70، 83 و 285.
49
ـ تاریخ حکما و عرفای متأخرین صدرالمتألهین، منوچهر صدوقی‌سها، ص162.
50
ـ سیدجمال‌الدین اسدآبادی بنیانگذار نهضت احیاء تفکر دینی، محمدجواد صاحبی، ص195.
51
ـ سیداسدالله خرقانی، رسول جعفریان، ص11 و 21؛ گلشن جلوه، ص290 ـ 291.

 

 

 

روزنامه اطلاعات؛ چهارشنبه ۲٤ آذر ۱۳۹۵ - روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد بوعلی‌سینا ۶ دی ۱۳۹۵ ۱۵:۰۲
 آمار نظرات 
میانگین امتیاز کاربران: 0.0 (0 رای)
نظرات کاربران | نظر دهید | امتیاز دهید
 نظر جدید 

امتیاز شما :
 
نام فرستنده :  
ایمیل :    
عنوان : *
توضیح : *
لطفا کدی را که در شکل زیر می بینید، وارد کنید:
(کوچک یا بزرگ بودن حروف مهم نیست)
  *
 
* = ضروری


 فهرست نظرات 

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

 


 ابزار 
نقشه سایت نقشه سایت
نسخه چاپی
ارسال به دوستان ارسال به دوستان
انتقادات و پیشنهادات انتقادات و پیشنهادات
افزودن به آدرس‌های برگزیده افزودن به آدرس‌های برگزیده

طراحی سایت و پورتال، هاست و سرور اختصاصی - رادکام